ترجمه "palpitate" به فارسی
تپیدن, لرزیدن, (به ویژه قلب) تپیدن بهترین ترجمه های "palpitate" به فارسی هستند.
palpitate
verb
دستور زبان
(intransitive) to throb, beat strongly [..]
-
تپیدن
verb -
لرزیدن
Verb verb -
(به ویژه قلب) تپیدن
-
ترجمه های کمتر
- بالا و پایین رفتن
- تند زدن
- تپش داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palpitate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palpitate" با ترجمه به فارسی
-
شپت
-
اختلاج · ارتعاش · تپش · تپش دل · تپش قلب · خفقان · خلجان · لرزش
-
تپان · تپنده · لرزان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن