ترجمه "paltry" به فارسی
ناچیز, پست, بنجل بهترین ترجمه های "paltry" به فارسی هستند.
paltry
adjective
دستور زبان
trashy, trivial, of little value [..]
-
ناچیز
Apparently, paltry human flesh can't contain my divinity.
ظاهراً این جسم ناچیز بشری نمی تونه الهی بودنم رو مهار کنه
-
پست
noun adjective -
بنجل
-
ترجمه های کمتر
- رذلانه
- پاپاسی
- پیزری
- چلسه
- آشغالی
- به درد نخور
- بی مورد
- سر هم بندی شده
- نا بکارانه
- کرم گرفته
- کم اهمیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paltry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paltry" با ترجمه به فارسی
-
ناقابلی · ناچیزی · پستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن