ترجمه "paralyse" به فارسی
زمین گیر کردن, فلج کردن, افلیج کردن بهترین ترجمه های "paralyse" به فارسی هستند.
paralyse
verb
دستور زبان
(transitive) To afflict with paralysis. [..]
-
زمین گیر کردن
verb -
فلج کردن
verbfear, either of death or of something else,appeared almost to paralyse him.
به نظر میرسید ترس از مرگ، یا از چیز دیگری، او را فلج کرده باشد.
-
افلیج کردن
-
ترجمه های کمتر
- فالج کردن
- لنگ کردن
- مفلوج کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paralyse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paralyse" با ترجمه به فارسی
-
بی اثرسازی · عقیم گذاری · فلج سازی · فلج شدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن