ترجمه "paralytic" به فارسی

فلج, مفلوج, فلجی بهترین ترجمه های "paralytic" به فارسی هستند.

paralytic adjective noun دستور زبان

Somebody suffering from paralysis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلج

    adjective

    The benefits outweigh the risks, and the paralytic will wear off in an hour, okay?

    و ماده فلج کننده ظرف يک ساعت از بين ميره

  • مفلوج

  • فلجی

  • ترجمه های کمتر

    • پراکافتی
    • لوک
    • لمس
    • دچار فلج اندام
    • وابسته به فلج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paralytic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paralytic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paralytic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه