ترجمه "paralysis" به فارسی
فلج, فلج کامل اندام, رعشه بهترین ترجمه های "paralysis" به فارسی هستند.
paralysis
noun
دستور زبان
(pathology) The complete loss of voluntary control of part of person's body, such as one or more limbs. [..]
-
فلج
nounSome months later the young man had healed completely, and his paralysis had disappeared.
بعد از چند ماه این مرد جوان کاملاً شفا یافته، و فلج ناپدید شده بود.
-
فلج کامل اندام
loss of muscle function for one or more muscles
-
رعشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خوابیدگی
- لمسی
- نيمهفلج
- پافلجي
- پراکافت
- جلف
- لوک
- از کار افتادگی
- زمین گیری
- سکته ناقص
- فلج ناقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paralysis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paralysis" با ترجمه به فارسی
-
فلج ناقص
-
رجوع شود به Parkinson's disease · مرض پاركينسن
-
فلج خواب
-
(پزشکی) فلج اسپاسمی · اختلالات دماغی · فلج ترنجشی
-
فلح موشکافی
-
فلج كنهاي
-
بیماری فلج اطفال · رجوع شود به poliomyelitis · فلج اطفال
-
فلج عصب صورتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن