ترجمه "parcel" به فارسی
بسته, بخش, قسمت بهترین ترجمه های "parcel" به فارسی هستند.
parcel
verb
noun
adverb
دستور زبان
A package wrapped for shipment. [..]
-
بسته
nounpackage wrapped for shipment
Lend a hand with these parcels, please.
لطفا یک کمکی کن این بسته ها رو برداریم.
-
بخش
nounnext year they move me up to parcels
سال آينده منو به بخش توزيع امانات پستي منتقل ميکنند
-
قسمت
nounIt's parceled out to the president, Secretary of Defense... and the Chairman of the Joint Chiefs.
اون کدها بين رئيس جمهور ، وزير دفاع و رئيس ستاد ارتش قسمت شده
-
ترجمه های کمتر
- قطعه
- بقچه
- گروه
- قواره
- (با تداعی منفی) دسته
- (با: out) بخش کردن
- (کشتی رانی - طناب را) پارچه پیچ کردن
- امانت پستی
- با پارچه ی قیر آکند پوشاندن
- بسته بسته کردن
- بسته بندی کردن
- تقسیم کردن
- حصه کردن
- سهم دادن
- قسمت (امروزه فقط به این صورت : part and parcel)
- قطعه زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parcel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Parcel
-
بسته
Lend a hand with these parcels, please.
لطفا یک کمکی کن این بسته ها رو برداریم.
تصاویر با "parcel"
عباراتی شبیه به "parcel" با ترجمه به فارسی
-
بسته
-
تخصیص · تعیین وقت · پخش · کرباس قیراندود که مانندنواربطنابی به پیچند
-
(امریکا) پست درجه ی چهارم · بسته ی پستی
-
اندازه قطعه زمين چرا · اندازه کرت · اندازه کشتزار
-
(کشتی رانی) نواره های کرباس (معمولا قیراندود) که برای حفاظت طناب دور آن می پیچند · تخصیص · تعیین وقت · تقسیم و توزیع · حصه سازی · سهم دادن · عمل بخش کردن · پخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن