ترجمه "parch" به فارسی
برشتن, تفتیدن, تفسیدن بهترین ترجمه های "parch" به فارسی هستند.
parch
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To burn the surface of, to scorch. [..]
-
برشتن
verb -
تفتیدن
-
تفسیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خشکیدن
- (بسیار) تشنه شدن یا کردن
- (در اثر حرارت یا سرما) خشک و چروکیده شدن یا کردن
- (در معرض حرارت و هوای خشک قرار دادن یا گرفتن) بو دادن
- خشکاندن (با حرارت)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Parch
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Parch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن