ترجمه "parching" به فارسی

برشتن, آبزدايي, خشكاندن غله بهترین ترجمه های "parching" به فارسی هستند.

parching adjective verb دستور زبان

Capable of causing something to parch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برشتن

    verb
  • آبزدايي

  • خشكاندن غله

  • ترجمه های کمتر

    • خشكاندن مصنوعي
    • خشکاندن
    • خشکاننده
    • خوشيدگي
    • سوزان
    • سوزاننده
    • عملآوري
    • نمزدايي فراورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "parching" با ترجمه به فارسی

  • (بسیار) تشنه شدن یا کردن · (در اثر حرارت یا سرما) خشک و چروکیده شدن یا کردن · (در معرض حرارت و هوای خشک قرار دادن یا گرفتن) بو دادن · برشتن · تفتیدن · تفسیدن · خشکاندن (با حرارت) · خشکیدن
  • بو داده · سوخته
اضافه کردن

ترجمه های "parching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه