ترجمه "parcelling" به فارسی

تخصیص, تعیین وقت, پخش بهترین ترجمه های "parcelling" به فارسی هستند.

parcelling noun verb دستور زبان

(UK) Present participle of parcel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصیص

    noun
  • تعیین وقت

    noun
  • پخش

    noun
  • کرباس قیراندود که مانندنواربطنابی به پیچند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parcelling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "parcelling" با ترجمه به فارسی

  • بسته
  • بسته
  • (امریکا) پست درجه ی چهارم · بسته ی پستی
  • اندازه قطعه زمين چرا · اندازه کرت · اندازه کشتزار
  • (کشتی رانی) نواره های کرباس (معمولا قیراندود) که برای حفاظت طناب دور آن می پیچند · تخصیص · تعیین وقت · تقسیم و توزیع · حصه سازی · سهم دادن · عمل بخش کردن · پخش
  • (با تداعی منفی) دسته · (با: out) بخش کردن · (کشتی رانی - طناب را) پارچه پیچ کردن · امانت پستی · با پارچه ی قیر آکند پوشاندن · بخش · بسته · بسته بسته کردن · بسته بندی کردن · بقچه · تقسیم کردن · حصه کردن · سهم دادن · قسمت · قسمت (امروزه فقط به این صورت : part and parcel) · قطعه · قطعه زمین · قواره · گروه
اضافه کردن

ترجمه های "parcelling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه