ترجمه "participate" به فارسی

شرکت کردن, شریک, (نادر) دارا بودن بهترین ترجمه های "participate" به فارسی هستند.

participate adjective verb دستور زبان

To join in, to take part, to involve oneself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرکت کردن

    to join in, to take part, to involve oneself

    Marti met with us, and in time her mother participated in the discussions.

    ما با مارتی ملاقات کردیم، و با گذشت زمان مادرش در جلسات گفتگوی ما شرکت کرد.

  • شریک

    verb

    to join in, to take part, to involve oneself

    You had your chance to be a participant.

    تو فرصت داشتی تا در این کار شریک بشوی.

  • (نادر) دارا بودن

  • ترجمه های کمتر

    • انباز شدن
    • سهم بردن
    • سهیم بودن یا شدن
    • همباش شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " participate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "participate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "participate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه