ترجمه "participation" به فارسی

مشارکت, دخالت, مداخله بهترین ترجمه های "participation" به فارسی هستند.

participation noun دستور زبان

the act or process of participating [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشارکت

    noun

    If you would like to participate, please enter your name and email below.

    اگر مایلید در این نظرسنجی مشارکت کنید لطفا نام و ایمیلتان را در فرم زیر وارد کنید.

  • دخالت

    I was wondering when you'd shift from creeper to participant.

    مونده بودم کي از تو سايه ها مياي بيرون تا دخالت کني

  • مداخله

    And there are still a few critical moves to be made, which require my participation if they are to succeed.

    هنوزم حرکات مهمی مونده که برای موفقیتش مستلزمِ مداخله ی منه

  • شرکت انبازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " participation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Participation
+ اضافه کردن

"Participation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Participation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "participation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "participation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه