ترجمه "participation" به فارسی
مشارکت, دخالت, مداخله بهترین ترجمه های "participation" به فارسی هستند.
the act or process of participating [..]
-
مشارکت
nounIf you would like to participate, please enter your name and email below.
اگر مایلید در این نظرسنجی مشارکت کنید لطفا نام و ایمیلتان را در فرم زیر وارد کنید.
-
دخالت
I was wondering when you'd shift from creeper to participant.
مونده بودم کي از تو سايه ها مياي بيرون تا دخالت کني
-
مداخله
And there are still a few critical moves to be made, which require my participation if they are to succeed.
هنوزم حرکات مهمی مونده که برای موفقیتش مستلزمِ مداخله ی منه
-
شرکت انبازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " participation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Participation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Participation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "participation" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت پروژه مشارکتی
-
فعاليتهای اجتماعی · مشارکت اجتماعی
-
درگیرشدن اجتماعی · مشاركت جامعه
-
(نادر) دارا بودن · انباز شدن · سهم بردن · سهیم بودن یا شدن · شرکت کردن · شریک · همباش شدن
-
انباز · شرکت کننده · همباش · همباشگر
-
سهام ممتاز با مشارکت کامل
-
جبهه مشارکت ایران اسلامی
-
مشارکت مصرفکننده