ترجمه "participative" به فارسی
همراه, انبازی کننده, شرکت کننده بهترین ترجمه های "participative" به فارسی هستند.
participative
adjective
دستور زبان
That participates, or is capable of participating [..]
-
همراه
noun -
انبازی کننده
-
شرکت کننده
A keen participant in behaviours grotesque and indecent.
يک شرکت کننده ي سرسخت در رفتارهاي بي تناسب و شرم آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " participative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "participative" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت پروژه مشارکتی
-
فعاليتهای اجتماعی · مشارکت اجتماعی
-
درگیرشدن اجتماعی · مشاركت جامعه
-
(نادر) دارا بودن · انباز شدن · سهم بردن · سهیم بودن یا شدن · شرکت کردن · شریک · همباش شدن
-
انباز · شرکت کننده · همباش · همباشگر
-
سهام ممتاز با مشارکت کامل
-
جبهه مشارکت ایران اسلامی
-
مشارکت مصرفکننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن