ترجمه "pass out" به فارسی
مردن, ضعف کردن بهترین ترجمه های "pass out" به فارسی هستند.
pass out
verb
دستور زبان
To faint; fall asleep [..]
-
مردن
verb -
ضعف کردن
verbWith her eyes closed, Bella looked as if she'd passed out again.
بلا چشمهایش را بست و طوری به نظر میرسید که انگار دوباره ضعف کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pass out " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن