ترجمه "passerby" به فارسی
رهگذر, عابر, عابر (passer-by هم می نویسند) بهترین ترجمه های "passerby" به فارسی هستند.
passerby
noun
دستور زبان
Alternative spelling of passer-by. [..]
-
رهگذر
The passerby bestowed the flood of light on his lips to darkness of sands
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن هابخشید
-
عابر
A passerby wouldn't have left Bella's father alive.
يه عابر ، پدر بلا رو زنده نميذاره.
-
عابر (passer-by هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passerby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن