ترجمه "passer" به فارسی
عابر, گذرنده, پاس دهنده بهترین ترجمه های "passer" به فارسی هستند.
passer
noun
دستور زبان
(sports) Someone who passes, someone who makes a pass [..]
-
عابر
The prince asked his way of passers by, and finding that he was a couple of miles or so from his destination
راه خود را از عابر ین پرسید، چون میبایستی سه و رست راه برود.
-
گذرنده
-
پاس دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Passer
noun
type genus of the Passeridae
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Passer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Passer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "passer" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) کسی که دایما تقصیر و مسئولیت را گردن دیگران می اندازد
-
اجازه ی عبور
-
پروانه عبور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن