ترجمه "pasteboard" به فارسی

مقوا, قلابی, مقوایی بهترین ترجمه های "pasteboard" به فارسی هستند.

pasteboard noun دستور زبان

(usually uncountable) card stock [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقوا

    noun

    for it was as thick and stiff as a pasteboard.

    زیرا صفحات هر کتاب مانند مقوا ضخیم و صلب و سخت بود.

  • قلابی

    noun
  • مقوایی

    All visible objects, man, are but as pasteboard masks.

    مرد، همه اشیاء مرئی چیزی جز از نقابهای مقوایی نیستند.

  • ترجمه های کمتر

    • پیزری
    • (خودمانی) هرچیز ساخته شده از مقوا
    • بلیت (و غیره)
    • بی دوام
    • ورق بازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pasteboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pasteboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه