ترجمه "pastel" به فارسی

پاستل, مدادشمعی, خفیف بهترین ترجمه های "pastel" به فارسی هستند.

pastel noun adjective دستور زبان

Any of several subdued tints of colors, usually associated with pink, peach, yellow, green, blue and lavender [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاستل

    art medium

    I draw with soft pastel, which is dry like charcoal, but colors.

    با پاستل نرم مثل زغال خشک، نقاشی کردم.

  • مدادشمعی

  • خفیف

  • ترجمه های کمتر

    • ملایم
    • (در مورد هر رنگ) روشن
    • رنگ شمعی
    • نقاشی یا تصویر (با مداد شمعی یا رنگ شمعی)
    • پودر رنگ که با انگم آمیخته و به صورت خمیر در می آید و از آن مداد شمعی می سازند
    • کم رنگ
    • گچ رنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pastel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pastel"

عباراتی شبیه به "pastel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pastel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه