ترجمه "pastiche" به فارسی
اثرالتقاطی, مانشکاری, پاستیش بهترین ترجمه های "pastiche" به فارسی هستند.
pastiche
verb
noun
دستور زبان
A work of art, drama, literature, music, or architecture that imitates the work of a previous artist. [..]
-
اثرالتقاطی
-
مانشکاری
-
پاستیش
-
ترجمه های کمتر
- استقبال
- (اثری که به منظور تقلید یا تمسخر اثر دیگر درست شده باشد) اثر تقلیدی
- (موسیقی و هنر و ادبیات - اثری که از آمیختن یا پهلوی هم گذاشتن چند اثر مختلف درست شده است) هم آمیزه
- آش شله قلمکار
- شلوغ پلوغ
- قاتی پاتی
- هپل هپو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastiche " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن