ترجمه "pasties" به فارسی
رجوع شود به pasty, پوشش نوک پستان (که رقاصان برهنه و غیره به نوک پستان می چسبانند) بهترین ترجمه های "pasties" به فارسی هستند.
pasties
noun
Plural form of pasty. [..]
-
رجوع شود به pasty
-
پوشش نوک پستان (که رقاصان برهنه و غیره به نوک پستان می چسبانند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasties " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pasties" با ترجمه به فارسی
-
حالت خمیری · دوسندگی · چسبانی · چسبندگی
-
(انگلیس) پای · خمیر مانند · خمیری · دست پیچ · رنگ پریده · سریش مانند · پای گوشت دار (meat pie هم می گویند) · چسب مانند · چسبناک
-
رجوع شود به pasty2
-
(نوعی لیکور فرانسوی) پاستیس
-
(انگلیس) پای · خمیر مانند · خمیری · دست پیچ · رنگ پریده · سریش مانند · پای گوشت دار (meat pie هم می گویند) · چسب مانند · چسبناک
-
(انگلیس) پای · خمیر مانند · خمیری · دست پیچ · رنگ پریده · سریش مانند · پای گوشت دار (meat pie هم می گویند) · چسب مانند · چسبناک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن