ترجمه "patina" به فارسی
پتینه, پتینهکاری, جلا بهترین ترجمه های "patina" به فارسی هستند.
patina
adjective
noun
دستور زبان
(originally) A paten, flat type of dish [..]
-
پتینه
color or incrustation which age and wear give to objects
-
پتینهکاری
-
جلا
-
ترجمه های کمتر
- درخشندگی
- (لایه ی سبز فامی که روی برنز و مس می نشیند و به آن کهنگی و زیبایی می دهد) زنگار
- ارزش معنوی
- رجوع شود به paten
- هرپوششی که حاکی از گذشت زمان باشد (با تداعی خوب)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Patina
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Patina" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Patina در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن