ترجمه "patiently" به فارسی
صبورانه, باشکیبا, با شکیب بهترین ترجمه های "patiently" به فارسی هستند.
patiently
adverb
دستور زبان
Doing something in a patient manner. [..]
-
صبورانه
As he drove for years around the world They waited patiently for his return.
وقتي که ناصر علي براي گشتن دور دنيا رفت ، اون صبورانه منتظرش شد.
-
باشکیبا
-
با شکیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patiently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Patiently
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Patiently" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Patiently در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "patiently" با ترجمه به فارسی
-
همراه بیمار
-
الگوهای بیمار برای یک درمانگر پویشی فقط به «اوضاع چطوره» محدود نمیشود بلکه برعکس مضوع باالقوه معنادار شک درمانگر کنجکاو میشود.
-
او پیش از جلسه یک حیوان رنگآمیزیشده(از حیوانات فوق طبیعی در کتاب قرون وسطی) روی صندلی بیمار قرار داد.
-
(قدیمی) دردمند · (نادر) غیر فعال · با گذشت · بردبار · بیمار · بیمار سرپایی · حاکی از صبر · خوددار · رام · راميب · رنجکش · ساعی · شکیب · شکیبا · شکیبنده · صبور · صبورانه · مريض · مریض · مشتری پزشک · منفعل · ناشتاب · وارفته · پر استقامت · پر حوصله · پرتحمل · پرپشتکار · کنش گیر · کنشپذیر · کوشا
-
برداشت وجوه
-
بیمار انگلیسی
-
بیمار محور
-
بردبار · بیمار · مریض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن