ترجمه "patine" به فارسی

رجوع شود به paten, رجوع شود به patina بهترین ترجمه های "patine" به فارسی هستند.

patine verb noun دستور زبان

To coat an object with a patina, either from natural oxidation or simulated 'aging'. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رجوع شود به paten

  • رجوع شود به patina

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "patine" با ترجمه به فارسی

  • جرم گرفته · زنگار گرفته · کبره گرفته
  • جرم گرفته · زنگارگرفته · کبره گرفته
  • زنگار تولید کردن (patinize هم می گویند) · زنگار گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "patine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه