ترجمه "patronal" به فارسی

حامیانه, سرورانه, مشوقانه بهترین ترجمه های "patronal" به فارسی هستند.

patronal adjective دستور زبان

patron; protecting; favouring

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حامیانه

  • سرورانه

  • مشوقانه

  • وابسته به خدایگانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patronal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "patronal" با ترجمه به فارسی

  • قدیس حامی
  • حمایت کردن
  • (تداعی منفی) بنده نوازی کردن (به طور مغرورانه) · آقامنش رفتار کردن · ارباب وار رفتار کردن · تشویق کردن · حمایت کردن · خدایگانی کردن · سروری کردن · مشتری دایم بودن · مشتری شدن · کمک و اعانه دادن
  • (انگلیس) اعطا کننده ی شغل های کلیسایی · (روم باستان) کسی که بنده ی خود را آزاد کرده بود ولی هنوز نسبت به او حقوق و اختیاراتی داشت · حامی · خداوندگاری · خدایگان · خلعت دهنده · دوست · رجوع شود به patron saint · سرور · مشتری · مشتری همیشگی · مشوق · پشتیبان
  • (انگلیس) اعطا کننده ی شغل های کلیسایی · (روم باستان) کسی که بنده ی خود را آزاد کرده بود ولی هنوز نسبت به او حقوق و اختیاراتی داشت · حامی · خداوندگاری · خدایگان · خلعت دهنده · دوست · رجوع شود به patron saint · سرور · مشتری · مشتری همیشگی · مشوق · پشتیبان
  • (انگلیس) اعطا کننده ی شغل های کلیسایی · (روم باستان) کسی که بنده ی خود را آزاد کرده بود ولی هنوز نسبت به او حقوق و اختیاراتی داشت · حامی · خداوندگاری · خدایگان · خلعت دهنده · دوست · رجوع شود به patron saint · سرور · مشتری · مشتری همیشگی · مشوق · پشتیبان
اضافه کردن

ترجمه های "patronal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه