ترجمه "patroness" به فارسی
حامی, مشوق, مربی بهترین ترجمه های "patroness" به فارسی هستند.
patroness
noun
دستور زبان
A female patron. [..]
-
حامی
This lady posed as the patroness of literary people
این خانم خود را بم نزله حامی نویسندگان و ادبا تلقی میکرد
-
مشوق
the Patroness of Letters;
زن مشوق ادبیات را؛
-
مربی
-
ترجمه های کمتر
- نگهدار
- سرپرست
- پرونده
- ولی نعمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patroness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن