ترجمه "paymaster" به فارسی

صندوقدار, (مجازی) مشوق و کمک کننده, سررشته دار بهترین ترجمه های "paymaster" به فارسی هستند.

paymaster noun دستور زبان

An official in charge of payments to employees, troops, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندوقدار

    noun

    followed by an adjutant and the regimental paymaster.

    به دنبال او آجودان و صندوقدار هنگ نیز به انبار آمدند.

  • (مجازی) مشوق و کمک کننده

  • سررشته دار

  • ترجمه های کمتر

    • مامور پرداخت
    • یاور مالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paymaster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "paymaster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه