ترجمه "payment" به فارسی

پرداخت, پول, قسط بهترین ترجمه های "payment" به فارسی هستند.

payment noun دستور زبان

(uncountable) The act of paying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرداخت

    noun

    transfer of an item of value from one party (such as a person or company) to another in exchange for the provision of goods, services or both, or to fulfill a legal obligation

    Therefore I would need total payment in advance.

    بنابراین، من به پرداخت از پیش نیاز خواهم داشت.

  • پول

    noun

    So I would collect the tips and get payment.

    پس من انعام و پول روزنامه ها رو می گرفتم.

  • قسط

    noun

    Larry, you did not make the house payment last month.

    لري ، تو قسط ماه پيش خونه رو ندادي.

  • ترجمه های کمتر

    • تخادرپ
    • پاداش
    • جریمه
    • سزا
    • وجه پرداختی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " payment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Payment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرداخت

    Therefore I would need total payment in advance.

    بنابراین، من به پرداخت از پیش نیاز خواهم داشت.

عباراتی شبیه به "payment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "payment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه