ترجمه "pendragon" به فارسی

سپهدار, (انگلستان باستان) سردار, سر کرده بهترین ترجمه های "pendragon" به فارسی هستند.

pendragon noun دستور زبان

A chief leader or a king; a head; a dictator. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپهدار

  • (انگلستان باستان) سردار

  • سر کرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pendragon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pendragon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه