ترجمه "pendentive" به فارسی
(معماری) بخش سه گوش زیر گنبد ترجمه "pendentive" به فارسی است.
pendentive
noun
دستور زبان
(architecture) The concave triangular sections of vaulting that provide the transition between a dome and the square base on which it is set and transfer the weight of the dome. [..]
-
(معماری) بخش سه گوش زیر گنبد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pendentive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pendentive" با ترجمه به فارسی
-
آویخته · آویزان · اویز شده · بلاتکلیف · در دست انجام یا داوری · در شرف تصمیم گیری · رجوع شود به pendant · ضمیمه شده · قریب الوقوع · لوستر · معلق · معوق · نامعلوم · پیش آمده · چلچراغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن