ترجمه "pendant" به فارسی

چلچراغ, زیور, لوستر بهترین ترجمه های "pendant" به فارسی هستند.

pendant noun adjective دستور زبان

(architecture) A supporting post attached to the main rafter. [from 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چلچراغ

    noun
  • زیور

  • لوستر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • همتا
    • لنگه
    • نامعلوم
    • (هر چیز تزیینی که از چیز دیگر آویخته باشد) آویزه
    • اویز شده
    • رجوع شود به pendent
    • ضمیمه شده
    • طاق (در برابر: جفت)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pendant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pendant
+ اضافه کردن

"Pendant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pendant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pendant"

عباراتی شبیه به "pendant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pendant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه