ترجمه "pending" به فارسی
(در) حین, (در) طی, آویخته بهترین ترجمه های "pending" به فارسی هستند.
pending
adjective
verb
adposition
دستور زبان
Present participle of pend. [..]
-
(در) حین
-
(در) طی
-
آویخته
-
ترجمه های کمتر
- بلاتکلیف
- تا
- در دست انجام (یا مطالعه یا داوری و غیره)
- در شرف وقوع
- زود آیند
- قریب الوقوع
- معلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pending " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pending
A status that denotes that resources have been scheduled to perform work for a service activity, but may be subject to change.
-
معلق به
-
معلق- تحت بررسی
عباراتی شبیه به "pending" با ترجمه به فارسی
-
(محلی) رجوع شود به depend · در انتظار داوری یا تصمیم گیری بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن