ترجمه "penetrably" به فارسی
بطور حلول پذیریانفوذپذیر, چنانکه بتوان انرا کاوید, یاسوراخ کرد بهترین ترجمه های "penetrably" به فارسی هستند.
penetrably
adverb
دستور زبان
In a penetrable way. [..]
-
بطور حلول پذیریانفوذپذیر
-
چنانکه بتوان انرا کاوید
-
یاسوراخ کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penetrably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penetrably" با ترجمه به فارسی
-
نفوذ به بازار
-
نفوذ کردن
-
ترومای نافذ
-
کیر مصنوعی دودخولی
-
نفوذ در بازار
-
امادگی برای سوراخ شدن · حلول پذیری · قابلیت نفوذ · مفهومیت · نفوذ پذیری
-
رادار زمیننفوذ
-
(جماع) دخول کردن · از هم گذشتن · تحت تاثیر قرار دادن · ترا سهیدن · خلیدن · در شکافتن · درک کردن یا شدن · ذکر را وارد مهبل کردن · رخنه كردن · رخنه کردن · رسوخ کردن · سوراخ کردن · شکافتن · فهمیدن · نشت کردن · نفوذ کردن · پخش شدن · پی بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن