ترجمه "penetrate" به فارسی
نفوذ کردن, شکافتن, خلیدن بهترین ترجمه های "penetrate" به فارسی هستند.
penetrate
verb
دستور زبان
Manage to enter into. [..]
-
نفوذ کردن
verbIt did not penetrate but blew tiles off the roof just above the gutter.
خمپاره در کاخ نفوذ نکرد. ولی مقداری از پوشش سقف را درست در بالای آبروی آن، فروریخت.
-
شکافتن
Verb -
خلیدن
-
ترجمه های کمتر
- فهمیدن
- (جماع) دخول کردن
- از هم گذشتن
- تحت تاثیر قرار دادن
- ترا سهیدن
- در شکافتن
- درک کردن یا شدن
- ذکر را وارد مهبل کردن
- رخنه كردن
- رخنه کردن
- رسوخ کردن
- سوراخ کردن
- نشت کردن
- پخش شدن
- پی بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penetrate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Penetrate
-
نفوذ کردن
It did not penetrate but blew tiles off the roof just above the gutter.
خمپاره در کاخ نفوذ نکرد. ولی مقداری از پوشش سقف را درست در بالای آبروی آن، فروریخت.
عباراتی شبیه به "penetrate" با ترجمه به فارسی
-
نفوذ به بازار
-
ترومای نافذ
-
کیر مصنوعی دودخولی
-
نفوذ در بازار
-
امادگی برای سوراخ شدن · حلول پذیری · قابلیت نفوذ · مفهومیت · نفوذ پذیری
-
رادار زمیننفوذ
-
تراشهشی · خلشگر · رسوخ کننده · نافذ
-
(زادشناسی) تراسهش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن