ترجمه "pensioner" به فارسی
بازنشسته, (دانشگاه کمبریج) دانشجویی که شهریه و سایر مخارج خود را خودش می پردازد, دریافت کننده ی حقوق بازنشستگی بهترین ترجمه های "pensioner" به فارسی هستند.
pensioner
noun
دستور زبان
Someone who lives on a pension. [..]
-
بازنشسته
Tell him to give those pensioners back their money.
بهش بگو که پول اون بازنشسته ها رو پس بده.
-
(دانشگاه کمبریج) دانشجویی که شهریه و سایر مخارج خود را خودش می پردازد
-
دریافت کننده ی حقوق بازنشستگی
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به retainer
- مستمری بگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pensioner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pensioner" با ترجمه به فارسی
-
طرح صندوق باز نشستگی
-
بازنشستگی
-
طرح بازنشستگی با نرخ یکنواخت
-
(ایتالیا) پانسیون
-
بازنشستگی · حقوق سالمندی · مستمریها
-
باز نشستگی مشارکتی
-
طرح باز نشستگی مشارکتی
-
بدهی بلند مدت پشتوانه دار، بدهی پرداخت نشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن