ترجمه "pensionary" به فارسی

مزدور, اجیر, بازنشسته بهترین ترجمه های "pensionary" به فارسی هستند.

pensionary adjective noun دستور زبان

one who receives a pension; a pensioner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزدور

    noun
  • اجیر

    noun
  • بازنشسته

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جیره خوار
    • حقوق بگیر
    • دریافت کننده ی حقوق بازنشستگی
    • مقرری بگیر
    • وابسته به بازنشستگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pensionary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pensionary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه