ترجمه "pensionable" به فارسی
مستلزم, بخد بازنشستگی رسیده, شایسته بازنشستگی بهترین ترجمه های "pensionable" به فارسی هستند.
pensionable
adjective
دستور زبان
That qualifies to receive a pension [..]
-
مستلزم
-
بخد بازنشستگی رسیده
-
شایسته بازنشستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pensionable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pensionable" با ترجمه به فارسی
-
طرح صندوق باز نشستگی
-
بازنشستگی
-
طرح بازنشستگی با نرخ یکنواخت
-
(ایتالیا) پانسیون
-
بازنشستگی · حقوق سالمندی · مستمریها
-
باز نشستگی مشارکتی
-
طرح باز نشستگی مشارکتی
-
بدهی بلند مدت پشتوانه دار، بدهی پرداخت نشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن