ترجمه "percentage" به فارسی
درصد, قسمت, درصدی بهترین ترجمه های "percentage" به فارسی هستند.
percentage
noun
دستور زبان
A share of the profits. [..]
-
درصد
nounnumber or ratio as a fraction of 100
You can see that the percentages are spread fairly evenly between male and female teachers.
میتوان گفت که درصد تدریس بین زنان و مردان معلم تقریباً عادلانه تقسیم شده است.
-
قسمت
noun -
درصدی
Of course, we will have to give them a small percentage of whatever we bring up.
البته ما وقتی گنجینه را بیرون آوردیم باید درصدی از آن را به عنوان پورسانت به آنها بدهیم.
-
ترجمه های کمتر
- مقدار
- تعداد
- نسبت
- سود
- شمار
- بخش
- احتمال
- سهم
- میزان
- درصدانه
- دصرد
- صدانه
- پورسانتاژ
- (ریاضی) سدانه
- (عامیانه - معمولا جمع) قمار یا مخاطره ای که احتمال برد آن زیاد است
- (عامیانه) فایده
- احتمال برد
- حق العمل
- در صد
- در هرصدتا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " percentage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Percentage
-
درصد
You can see that the percentages are spread fairly evenly between male and female teachers.
میتوان گفت که درصد تدریس بین زنان و مردان معلم تقریباً عادلانه تقسیم شده است.
-
درصد- تعیین درصد
عباراتی شبیه به "percentage" با ترجمه به فارسی
-
هزینه بعلاوه درصدی از هزینه
-
درصد ارفاقی (درصدی که مدیر عامل معمولاً به صورت استثنا در نظر میگیرد).
-
درصد لاشه
-
درصد لاشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن