ترجمه "perceptibility" به فارسی

محسوسیت, وضوح, قابلیت درک بهترین ترجمه های "perceptibility" به فارسی هستند.

perceptibility noun دستور زبان

The state, quality, or condition of being perceptible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محسوسیت

  • وضوح

    noun

    He pushed back his hair with a hand that shook perceptibly, and looked up at her, smiling.

    خرمگس با دستی که به وضوح میلرزید، موهایش را کنار زد و لبخند زنان به او نگاه کرد.

  • قابلیت درک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perceptibility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perceptibility" با ترجمه به فارسی

  • احساس · ادراک · ادراکات · استنباط · اندریافت · برداشت · بینش · تعبیر · تلقی · حسها · درك · درک · دریافت · سهش · فهم · مشاهده · پی بردن · چیز مفهوم
  • ادراکی · استنباطی · اندریافتی · بافراست · بینا · بینشی · تیزبین · تیزهوش · حساس · زیرک · نافذ · نکته بین · وابسته به ادراک · ژرف نگر (انه)
  • بینا · بینایی · دید · رویت · مشاهده
  • خود ادراکی
  • بینایی · درك رنگ · ديدن
  • شاخص ادراک فساد
  • ادراک انتخابی
  • خودادراکی
اضافه کردن

ترجمه های "perceptibility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه