ترجمه "perceptible" به فارسی

محسوس, اندریافتنی, دریافتنی بهترین ترجمه های "perceptible" به فارسی هستند.

perceptible adjective noun دستور زبان

Able to be perceived, sensed, or discerned. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محسوس

    adjective

    To those on board the ship the movement of those waves will be the only perceptible motion.

    برای کشتی نشستگان حرکت این جریان امواج یگانه حرکت محسوس است.

  • اندریافتنی

  • دریافتنی

  • ترجمه های کمتر

    • (به سختی) محسوس
    • ادراک پذیر
    • بینش پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perceptible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Perceptible
+ اضافه کردن

"Perceptible" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Perceptible در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "perceptible" با ترجمه به فارسی

  • احساس · ادراک · ادراکات · استنباط · اندریافت · برداشت · بینش · تعبیر · تلقی · حسها · درك · درک · دریافت · سهش · فهم · مشاهده · پی بردن · چیز مفهوم
  • ادراکی · استنباطی · اندریافتی · بافراست · بینا · بینشی · تیزبین · تیزهوش · حساس · زیرک · نافذ · نکته بین · وابسته به ادراک · ژرف نگر (انه)
  • بینا · بینایی · دید · رویت · مشاهده
  • خود ادراکی
  • بینایی · درك رنگ · ديدن
  • شاخص ادراک فساد
  • ادراک انتخابی
  • خودادراکی
اضافه کردن

ترجمه های "perceptible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه