ترجمه "performance" به فارسی

کارآیی, عملکرد, کارایی بهترین ترجمه های "performance" به فارسی هستند.

performance noun دستور زبان

The act of performing; carrying into execution or action; execution; achievement; accomplishment; representation by action; as, the performance of an undertaking of a duty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارآیی

    The degree to which a product or service executes its specified function.

    So we had one group that I hoped their performance would be very high,

    خوب ما یک گروه داشتیم که من امیدوار بودم کارآیی آنها بسیار بالا باشد،

  • عملکرد

    the performance of a machine

    The miracle of the Atonement can make up for imperfections in our performance.

    معجزۀ ایثار مسیح میتواند هر نقصی در عملکرد مان را جبران کند.

  • کارایی

    So there's a certain performance level that the computer would need to get to.

    پس سطح خاصی از کارایی که رایانه باید به اون می رسید.

  • ترجمه های کمتر

    • اجرا
    • انجام
    • نمایش
    • کار
    • پرفورمانس
    • كارآيی
    • نقشگری
    • کارنمود
    • رسوایی
    • انجامش
    • (عامیانه) الم شنگه
    • (ماشین) کارایی
    • (نمایش و غیره) سئانس
    • (هنرپیشه) بازی
    • نقش انجامی
    • کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " performance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Performance
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملکرد

    Here is a Six P rule: Proper Prior Preparation Prevents Poor Performance.

    به این نکته توجه کنید: تدارک درست و به موقع مـانع از عملکرد ضـعیف میشود.

  • ارزیابی عملکرد

    about having had excellent performance evals,

    درباره دریافت نمره عالی در ارزیابی عملکرد،

  • عملکرد- انجام تعهد

  • میزان کارآیی

تصاویر با "performance"

عباراتی شبیه به "performance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "performance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه