ترجمه "perform" به فارسی

انجام دادن, کردن, كردن بهترین ترجمه های "perform" به فارسی هستند.

perform verb دستور زبان

To do something; to execute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجام دادن

    verb

    Carry something out to completion.

    They perform tasks and engage in activities that do not move them toward the things they really want.

    به انجام دادن کارهایی مبادرت میورزند که آنها را به جانب آنچه برایش اهمیت قائلند هدایت نمیکند.

  • کردن

    verb

    Robert would not make such a performance of bringing the tea out into the garden.

    روبرت دستورم رو که چای رو به رام بیاورد زیر درخت اجرا نکرده بود.

  • كردن

  • ترجمه های کمتر

    • اجرا کردن
    • نواختن
    • گزاریدن
    • کارکردن
    • (موسیقی) زدن
    • (نقشی را) بازی کردن
    • ایفا کردن
    • بر گزار کردن
    • به پایان رساندن
    • تمام کردن
    • عمل کردن
    • ندرک ارجا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perform " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Perform
+ اضافه کردن

"Perform" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Perform در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "perform" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "perform" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه