ترجمه "perforator" به فارسی
سوراخ کن, سوراخکن, منگنه بهترین ترجمه های "perforator" به فارسی هستند.
perforator
noun
دستور زبان
A tool or machine that makes holes, or perforates, materials such as paper and card. [..]
-
سوراخ کن
noun -
سوراخکن
-
منگنه
-
بلیط سوراخ کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perforator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "perforator"
عباراتی شبیه به "perforator" با ترجمه به فارسی
-
سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ شده · منگنه شده
-
(به آسانی) سوراخ شونده · آژنده
-
(به ویژه لبه ی تمبر پست) کنگره · آژیدگی · تضریس · سفتگی · سوراخ · سوراخ شدگی · پرفراژ
-
(در امتداد خط راست) سوراخ سوراخ (شده) · آژیدن · سفتن · سفته (perforated هم می گویند) · سوراخ شده · سوراخ کردن · سوراخ کردن یا شدن · مضرس کردن یا شدن · منگنه کردن · پرفراژ (شده) · پرفراژ کردن
-
سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ شده · منگنه شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن