ترجمه "perforation" به فارسی
سوراخ, پرفراژ, آژیدگی بهترین ترجمه های "perforation" به فارسی هستند.
perforation
noun
دستور زبان
the act of perforating or the state of being perforated [..]
-
سوراخ
nounThe surgeons were able to suture the perforation.
جراح ها موفق شدن سوراخ رو بخيه بزنن ،
-
پرفراژ
-
آژیدگی
-
ترجمه های کمتر
- تضریس
- سفتگی
- (به ویژه لبه ی تمبر پست) کنگره
- سوراخ شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perforation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perforation" با ترجمه به فارسی
-
سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ شده · منگنه شده
-
بلیط سوراخ کن · سوراخ کن · سوراخکن · منگنه
-
(به آسانی) سوراخ شونده · آژنده
-
(در امتداد خط راست) سوراخ سوراخ (شده) · آژیدن · سفتن · سفته (perforated هم می گویند) · سوراخ شده · سوراخ کردن · سوراخ کردن یا شدن · مضرس کردن یا شدن · منگنه کردن · پرفراژ (شده) · پرفراژ کردن
-
سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ شده · منگنه شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن