ترجمه "performable" به فارسی
انجام دادنی, عملی در اوردنی, قابل اجرا بهترین ترجمه های "performable" به فارسی هستند.
performable
adjective
دستور زبان
Able to be performed. [..]
-
انجام دادنی
-
عملی در اوردنی
-
قابل اجرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " performable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "performable" با ترجمه به فارسی
-
ضمانت نامه بدون قید و شرط
-
ارزشیابی عملکرد
-
بهرهدهي لبني · بهرهدهی شیر
-
تیمهای کارا
-
بهرهدهي لبني · بهرهدهی شیر
-
سازمان دارای عملکرد برتر
-
بهرهدهی جانوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن