ترجمه "perforate" به فارسی

سوراخ شده, سوراخ کردن یا شدن, آژیدن بهترین ترجمه های "perforate" به فارسی هستند.

perforate adjective verb دستور زبان

(philately) Perforated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوراخ شده

    adjective

    How about your homeboy outside with the perforated septum?

    نظرت درباره پسرت با پره هاي دماغ سوراخ شده در انظار عمومي چيه ؟

  • سوراخ کردن یا شدن

  • آژیدن

  • ترجمه های کمتر

    • سفتن
    • (در امتداد خط راست) سوراخ سوراخ (شده)
    • سفته (perforated هم می گویند)
    • سوراخ کردن
    • مضرس کردن یا شدن
    • منگنه کردن
    • پرفراژ (شده)
    • پرفراژ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perforate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perforate" با ترجمه به فارسی

  • سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ شده · منگنه شده
  • بلیط سوراخ کن · سوراخ کن · سوراخکن · منگنه
  • (به آسانی) سوراخ شونده · آژنده
  • (به ویژه لبه ی تمبر پست) کنگره · آژیدگی · تضریس · سفتگی · سوراخ · سوراخ شدگی · پرفراژ
  • سوراخ دار · سوراخ سوراخ · سوراخ شده · منگنه شده
اضافه کردن

ترجمه های "perforate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه