ترجمه "periodical" به فارسی
نشریه, روزنامه, مجله بهترین ترجمه های "periodical" به فارسی هستند.
periodical
adjective
noun
دستور زبان
A publication issued regularly, but less frequently than daily [..]
-
نشریه
publication that appears at fixed intervals
-
روزنامه
nounShe would be employed as a correspondentfor a period of three weeks
روزنامه حاضر شده بود خانم گریفیث را به مدت سه هفته،
-
مجله
nounPrint product for entertainment being informative, enjoyable and rich in pictures.
You see, we were talking over this period of history.
زیرا در حقیقت دیروز موضوع بحث ما این مقاله عجیبی بود که در مجله آرشیو بچاپ رسیده است.
-
ترجمه های کمتر
- متناوب
- فصلنامه
- ماهنامه
- (علمی و پژوهشی) هفته نامه
- دوره ای
- رجوع شود به periodic
- وابسته به ماهنامه (و فصلنامه و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " periodical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "periodical"
عباراتی شبیه به "periodical" با ترجمه به فارسی
-
یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
-
دوره بودجه، زمان بودجه
-
دوره عطف حسابداری
-
یمومع یسیون مسا تدم
-
تغيير چرخهاي (دورگي)
-
دوره رشد · دوره رشدکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن