ترجمه "periodicity" به فارسی
دورگی, بسامد, پستایش بهترین ترجمه های "periodicity" به فارسی هستند.
periodicity
noun
دستور زبان
Recurrence of a woman's periods; menstruation. [..]
-
دورگی
-
بسامد
-
پستایش
-
ترجمه های کمتر
- تناوب
- نوبت
- (برق) فرکانس
- (شیمی) خصلت تناوبی
- تغيير چرخهاي
- حالت تناوبی
- دوره ای بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " periodicity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "periodicity" با ترجمه به فارسی
-
یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
-
دوره بودجه، زمان بودجه
-
دوره عطف حسابداری
-
یمومع یسیون مسا تدم
-
تغيير چرخهاي (دورگي)
-
دوره رشد · دوره رشدکردن
-
آخرین عصر یخبندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن