ترجمه "perishableness" به فارسی
فساد پذیری, فنا پذیری بهترین ترجمه های "perishableness" به فارسی هستند.
perishableness
noun
دستور زبان
The state of being perishable; perishability. [..]
-
فساد پذیری
-
فنا پذیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perishableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perishableness" با ترجمه به فارسی
-
سر آمدن، آخر شدن، نیست شدن، منقضی شدن، منقرض شدن، نیست شدن، بر افتادن، ورافتادن، از میان رفتن، هلاک شدن، هیچ شدن
-
(به ویژه به طور غیر مترقبه یا خشونت آمیز) مردن · از میان رفتن · به هلاکت رسیدن · تباه شدن · تلف شدن · جان خود را از دست دادن · خراب شدن · فاسد شدن · مردن · معدوم شدن · نابودشدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پوسیدن
-
کالای فساد پذیر – فاسد شدنی
-
(به ویژه خوراک) فاسد شدنی · زود میر · ناپایا · ناپایدار · کالای فاسد شدنی · گذرا
-
بادخورده · سخت · هلاک کننده · کشنده
-
فراوردههای فاسدشدنی
-
نابود شدنی
-
(به ویژه به طور غیر مترقبه یا خشونت آمیز) مردن · از میان رفتن · به هلاکت رسیدن · تباه شدن · تلف شدن · جان خود را از دست دادن · خراب شدن · فاسد شدن · مردن · معدوم شدن · نابودشدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پوسیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن