ترجمه "perishing" به فارسی
سخت, بادخورده, هلاک کننده بهترین ترجمه های "perishing" به فارسی هستند.
perishing
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of perish . [..]
-
سخت
adjectiveEvery year a few hardy muleteers men inured to exposure were known to perish in that way.
هر سال چند تن از قاطرچیان جان سخت مردانی که به ناملایمات مسیر خو کرده بودند به همین شکل نابود میشدند.
-
بادخورده
-
هلاک کننده
-
کشنده
refuse resurrections to the beings who have placelessly perished without a grave.
ابا میکند چه خلأ کشنده و بیایمانیهای ناخواستهای موجود است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perishing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perishing" با ترجمه به فارسی
-
سر آمدن، آخر شدن، نیست شدن، منقضی شدن، منقرض شدن، نیست شدن، بر افتادن، ورافتادن، از میان رفتن، هلاک شدن، هیچ شدن
-
(به ویژه به طور غیر مترقبه یا خشونت آمیز) مردن · از میان رفتن · به هلاکت رسیدن · تباه شدن · تلف شدن · جان خود را از دست دادن · خراب شدن · فاسد شدن · مردن · معدوم شدن · نابودشدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پوسیدن
-
کالای فساد پذیر – فاسد شدنی
-
(به ویژه خوراک) فاسد شدنی · زود میر · ناپایا · ناپایدار · کالای فاسد شدنی · گذرا
-
فساد پذیری · فنا پذیری
-
فراوردههای فاسدشدنی
-
نابود شدنی
-
(به ویژه به طور غیر مترقبه یا خشونت آمیز) مردن · از میان رفتن · به هلاکت رسیدن · تباه شدن · تلف شدن · جان خود را از دست دادن · خراب شدن · فاسد شدن · مردن · معدوم شدن · نابودشدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پوسیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن