ترجمه "perishable" به فارسی

ناپایدار, گذرا, ناپایا بهترین ترجمه های "perishable" به فارسی هستند.

perishable adjective noun دستور زبان

That which perishes or is short-lived. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپایدار

    Perishable materials, such as papyrus and another common writing material, leather, decay quickly in damp climates.

    مواد ناپایدار مانند کاغذ پاپیروس و چرم در مناطق مرطوب به سرعت پوسیده میشود.

  • گذرا

    nor twice touch the same perishable substance �

    يا همان جسم گذرا را دو بار لمس کني

  • ناپایا

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه خوراک) فاسد شدنی
    • زود میر
    • کالای فاسد شدنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perishable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perishable" با ترجمه به فارسی

  • سر آمدن، آخر شدن، نیست شدن، منقضی شدن، منقرض شدن، نیست شدن، بر افتادن، ورافتادن، از میان رفتن، هلاک شدن، هیچ شدن
  • (به ویژه به طور غیر مترقبه یا خشونت آمیز) مردن · از میان رفتن · به هلاکت رسیدن · تباه شدن · تلف شدن · جان خود را از دست دادن · خراب شدن · فاسد شدن · مردن · معدوم شدن · نابودشدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پوسیدن
  • کالای فساد پذیر – فاسد شدنی
  • بادخورده · سخت · هلاک کننده · کشنده
  • فساد پذیری · فنا پذیری
  • فراوردههای فاسدشدنی
  • نابود شدنی
  • (به ویژه به طور غیر مترقبه یا خشونت آمیز) مردن · از میان رفتن · به هلاکت رسیدن · تباه شدن · تلف شدن · جان خود را از دست دادن · خراب شدن · فاسد شدن · مردن · معدوم شدن · نابودشدن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · پوسیدن
اضافه کردن

ترجمه های "perishable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه