ترجمه "periscope" به فارسی
پیرابین, پیرانما, (در زیر دریایی و غیره) پریسکوپ بهترین ترجمه های "periscope" به فارسی هستند.
periscope
verb
noun
دستور زبان
A form of viewing device that allows the viewer to see things at a different height level and usually with minimal visibility. [..]
-
پیرابین
instrument for observation from a concealed position
-
پیرانما
-
(در زیر دریایی و غیره) پریسکوپ
-
ترجمه های کمتر
- عدسی پیرانما
- پیرامون بین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " periscope " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "periscope"
عباراتی شبیه به "periscope" با ترجمه به فارسی
-
(برخی عدسی ها) پیرانما · وابسته به پیرانما یا پریسکوپ · پیرانمایانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن